تبلیغات
به یایگاه فعلی اطلاع رسانی مرکزفرهنگی یاسین


به یایگاه فعلی اطلاع رسانی مرکزفرهنگی یاسین


من کربلا ییم
چهارشنبه 26 بهمن 1384
   من مرگ را جز سعادت نمی‌بینم

                                                                           و زندگی با ستمگران را جز 

                                                                                  ننگ نمی‌دانم

                                                                                                          امام حسین (ع)

از ابتدای خلقتم که نام تو بر پیشانی ام حک شده بود چشم انتظار آمدنت بودم و آرزوی دیدارت را داشتم و آنگاه که تو نامم پرسیدی و کربلا شنیدی دریافتم که آمده ای دلم گواهی می داد می مانی اما ماندنی سخت که تا قیام قیامت مرا در سوز خود خواهد سوزانید. 

ضمیرها را که برپا کردند دانستم که دیگر آمده ای که بمانی و این همان سفر بی بازگشت موعود است. طفل دلم بهانه می گیرد، به دنبال تلنگری می گردد تا اشک خود را بر پهنه وجودم جاری کند. من سکوت هزار و چهارصد ساله ام را هر ظهر عاشورا با خش خشی زمزمه دار برای تو بازگو می کنم و چشم انتظار آمدن مهدی (عج) می مانم تا شاهد انتقامی باشم که از دشمنانت خواهد گرفت. 

 

اگر ظهر عاشورا می دانست که چگونه بلایی در آن جاری خواهد شد، سپیده صبح آن هرگز ظاهر نمی شد و طلب روشنایی نمی کرد و آفتاب آن هیچ زمینی را روشن نمی کرد. 

بدن تفتیده ام تا قیام قیامت چونان جگر عطشناک در ظهر عاشورا خواهد سوخت آن زمان که اسب بی سوار علی، قاصد عروج در میان حلقه کودکان و زنان بود و جای لیلا چه خالی بود!...آن لحظه ای که غنچه ناشکفته رباب را در پشت خیام به من می سپردی و رباب به آرامی می گریست و تو را کمک می کرد... من تاب تحمل از دست داده بودم. لحظه ای بعد که بدن قطعه قطعه شده علمدارت را به من سپردی و گفتی «تو ای خاک علقمه این بدن خونین چاک چاک را به امانت نگهدار تا روزی که مهدی برای گرفتن انتقام تشنگی کودکانم بیاید!» .... و نمی دانستم که تو نیز در آغوشم خواهی خفت در حالی که سر از تنت جدا خواهد شد. 

آنان که سینه هایشان جولانگاه هوی و هوس بود و فضای ولایشان آلوده به پستی و دنائت روی در روی تو قرار گرفتند، آنان که خفاشان به شب پیوسته بودند، آنان که کلاغ های شوم در وجودشان لانه کرده بود بعد از تو خیام را غارت کردند و به آتش کشیدند. 

تو همان بسمل تپیده در خون بودی و هنوز جان داشتی که رقیه را سیلی زدند. سرت از بالای نیزه ها به تماشا بود و زینب از تو روی می گرفت تا صورت کبودش که یادآور صورت کبود مادر بود را نبینی و تو سیلی خوردن و تازیانه خوردنش را دیده بودی! 

آنان که با تو ماندند اسیران زمین و به شب نشستگان نبودند که تاریکی شب بینائیشان برده باشد؛ آنان که با تو ماندند نگاه مشرقی تو را دیده بودند و تمامی غزلها را که آینه دار مهربانی تو بود با جان خویش سرشته بودند، آنهان که با تو ماندند هفت شهر عاشقی را با تو طی کرده بودند و لحظه هایشان از عشق آسمانی تو لبریز و سرشار بود! 

حسین جان! ... نام تو نسیم، نام تو شبنم، نام تون سوگند، نام تو لبخند، نام تو نور، نام تو شور، نام تو سوگ، نام تو جود، نام تو عطش، نام تو آب... اشک در تلفظ نامت ضرورتی است. نام تو نامی است برای تا به ابد گریستن، نامی است که پیغمبران بدان سوگند خورده اند و شاعران عاشق تنها به جرم نام تو مرده اند! ...نام تو نامی است برای عاشق شدن، برای شفاعت، برای شرح هزار نام بزرگ خدا! 

من پیکرهای مطهرتان را به امانت نگه می دارم، تا روزی که مهدی بیاید و وعده تو به تحقق بپیوند و من آن روز سر در پای مهدی می نهم و عقده چندین هزار ساله ام را می گشایم و تا آن روز هر روز ندا سر می دهم السلام علیک یا اباعبدالله. 




نوشته شده توسط گروه یاسین ۲ در چهارشنبه 26 بهمن 1384 و ساعت 07:02 ق.ظ


من کربلا ییم
چهارشنبه 26 بهمن 1384
   من مرگ را جز سعادت نمی‌بینم

                                                                           و زندگی با ستمگران را جز 

                                                                                  ننگ نمی‌دانم

                                                                                                          امام حسین (ع)

از ابتدای خلقتم که نام تو بر پیشانی ام حک شده بود چشم انتظار آمدنت بودم و آرزوی دیدارت را داشتم و آنگاه که تو نامم پرسیدی و کربلا شنیدی دریافتم که آمده ای دلم گواهی می داد می مانی اما ماندنی سخت که تا قیام قیامت مرا در سوز خود خواهد سوزانید. 

ضمیرها را که برپا کردند دانستم که دیگر آمده ای که بمانی و این همان سفر بی بازگشت موعود است. طفل دلم بهانه می گیرد، به دنبال تلنگری می گردد تا اشک خود را بر پهنه وجودم جاری کند. من سکوت هزار و چهارصد ساله ام را هر ظهر عاشورا با خش خشی زمزمه دار برای تو بازگو می کنم و چشم انتظار آمدن مهدی (عج) می مانم تا شاهد انتقامی باشم که از دشمنانت خواهد گرفت. 

 

اگر ظهر عاشورا می دانست که چگونه بلایی در آن جاری خواهد شد، سپیده صبح آن هرگز ظاهر نمی شد و طلب روشنایی نمی کرد و آفتاب آن هیچ زمینی را روشن نمی کرد. 

بدن تفتیده ام تا قیام قیامت چونان جگر عطشناک در ظهر عاشورا خواهد سوخت آن زمان که اسب بی سوار علی، قاصد عروج در میان حلقه کودکان و زنان بود و جای لیلا چه خالی بود!...آن لحظه ای که غنچه ناشکفته رباب را در پشت خیام به من می سپردی و رباب به آرامی می گریست و تو را کمک می کرد... من تاب تحمل از دست داده بودم. لحظه ای بعد که بدن قطعه قطعه شده علمدارت را به من سپردی و گفتی «تو ای خاک علقمه این بدن خونین چاک چاک را به امانت نگهدار تا روزی که مهدی برای گرفتن انتقام تشنگی کودکانم بیاید!» .... و نمی دانستم که تو نیز در آغوشم خواهی خفت در حالی که سر از تنت جدا خواهد شد. 

آنان که سینه هایشان جولانگاه هوی و هوس بود و فضای ولایشان آلوده به پستی و دنائت روی در روی تو قرار گرفتند، آنان که خفاشان به شب پیوسته بودند، آنان که کلاغ های شوم در وجودشان لانه کرده بود بعد از تو خیام را غارت کردند و به آتش کشیدند. 

تو همان بسمل تپیده در خون بودی و هنوز جان داشتی که رقیه را سیلی زدند. سرت از بالای نیزه ها به تماشا بود و زینب از تو روی می گرفت تا صورت کبودش که یادآور صورت کبود مادر بود را نبینی و تو سیلی خوردن و تازیانه خوردنش را دیده بودی! 

آنان که با تو ماندند اسیران زمین و به شب نشستگان نبودند که تاریکی شب بینائیشان برده باشد؛ آنان که با تو ماندند نگاه مشرقی تو را دیده بودند و تمامی غزلها را که آینه دار مهربانی تو بود با جان خویش سرشته بودند، آنهان که با تو ماندند هفت شهر عاشقی را با تو طی کرده بودند و لحظه هایشان از عشق آسمانی تو لبریز و سرشار بود! 

حسین جان! ... نام تو نسیم، نام تو شبنم، نام تون سوگند، نام تو لبخند، نام تو نور، نام تو شور، نام تو سوگ، نام تو جود، نام تو عطش، نام تو آب... اشک در تلفظ نامت ضرورتی است. نام تو نامی است برای تا به ابد گریستن، نامی است که پیغمبران بدان سوگند خورده اند و شاعران عاشق تنها به جرم نام تو مرده اند! ...نام تو نامی است برای عاشق شدن، برای شفاعت، برای شرح هزار نام بزرگ خدا! 

من پیکرهای مطهرتان را به امانت نگه می دارم، تا روزی که مهدی بیاید و وعده تو به تحقق بپیوند و من آن روز سر در پای مهدی می نهم و عقده چندین هزار ساله ام را می گشایم و تا آن روز هر روز ندا سر می دهم السلام علیک یا اباعبدالله. 




نوشته شده توسط گروه یاسین ۲ در چهارشنبه 26 بهمن 1384 و ساعت 07:02 ق.ظ


آیه شهادت
چهارشنبه 26 بهمن 1384

السلام علیک یا ابا عبدالله

سلام بر سرور و سالار شهیدان حسین بن علی

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عندربهم یرزقون

 کسانی را که در راه خدا کشته شده اند مرده مپندار، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان به ایشان روزی می دهند.

ال عمران آیه ۱۶۲

مرگ ملازم و همراه بنی آدم است یعنی به هر حال مرگ هست . چه بهتر که انسان از عمرش بهره ببرد و مرگش در راه خدا باشد
شهید با ریخته شدن اولین قطره خونش . گناهانش آمرزیده است
شهید در وقت جان دادن سرش روی دامان دو فرشته از فرشتگان بهشتی قرار می گیرد و آن ها گرد و غبار از صورت او پاک می کنند و می گویند آفرین بر تو باد ای شهید . و او هم متقابلاً بر آنها درود می فرستد
بدن شهید با لباس های بهشتی پوشیده می شود
دربانان بهشت با عطر و گلاب به استقبال روح شهید می شتابند و برای گرفتن روحش از یکدیگر سبقت می گیرند
شهید جایگاه خود را در بهشت می بیند ( همانطور که امام حسین علیه السلام در شب عاشورا جایگاه یارانش را در بهشت به آنان نشانداد
به شهید گفته می شود به سوی بهشت بشتاب و در آن فضای رحمت الهی هر جا که می خواهی برو
شهید به وجه الله نظر می کند و به لقا الله می پیوندد و روحش از هر رنج و دردی راحت می شود و در جوار رحمت خدا می آساید




نوشته شده توسط گروه یاسین ۲ در چهارشنبه 26 بهمن 1384 و ساعت 07:02 ق.ظ

محرم
چهارشنبه 26 بهمن 1384

السلام علیک یا اباعبدالله

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

                                                 باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

 حسین سرچشمه عشق

محرم یعنی حسین... یعنی فرات... یعنی عطش...

 حسین یعنی زینب...زینب یعنی حسین

آری محرم یعنی صبر و استقامت 

 چه خوب محرم و حسین با هم عجین شده اند

 و چه خوب حسین در این ماه نماهنگ شهادت و ایثار را نمایش داد




نوشته شده توسط گروه یاسین ۲ در چهارشنبه 26 بهمن 1384 و ساعت 07:02 ق.ظ

آوا
پنجشنبه 8 دی 1384

بیایید باز هم بیاد شهدا زیارت عاشورا بخوانیم

بیایید در شبهای جمعه باز با غربت علی هم آوا شویم

و دعای کمیل بخوانیم

بیایید صبح جمعه عصاره هستی

صالح ترین خلیفه حق را

                                                         صدا بزنیم

یا اباصالح المهدی ادرکنی آقا جان  ادرکنی




نوشته شده توسط گروه یاسین ۲ در پنجشنبه 8 دی 1384 و ساعت 12:12 ب.ظ

یا مهدی
سه شنبه 6 دی 1384

www.yasinshiraz.ir




نوشته شده توسط گروه یاسین ۲ در سه شنبه 6 دی 1384 و ساعت 11:12 ق.ظ

فراخوان
سه شنبه 6 دی 1384

بسنه تعالی

با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز

طبق این فراخوان  دوستانی که مایل به همکاری در سایت یاسین را دارند به اطلاع میزساند که

جهت تکمیل کادر انفورماتیک نیاز به دوستانی داریم که در زمینه سایت و کامپیوتر  تخصص زیادی

داشته باشند. لذا از کسانی که مایل به همکاریهستند دعوت به عمل می آید.

با تشکر کمیته انفورماتیک




نوشته شده توسط گروه یاسین ۲ در سه شنبه 6 دی 1384 و ساعت 01:12 ق.ظ


یکشنبه 4 دی 1384

از این پس میتونید  مراسم هایی که در طی سال داریم چه شهادت  چه  ولادت  چه مسافرتها و ...

رو به طور مستقیم از سایت ببینید.

www.yasinshiraz.ir




نوشته شده توسط گروه یاسین ۲ در یکشنبه 4 دی 1384 و ساعت 01:12 ق.ظ
Desined By Mohamad + Alireza